الشيخ المنتظري
282
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
يعنى از خدا بترسيد مانند ترسيدن كسى كه گناهى را مرتكب شده و به گناه خود اعتراف دارد ، نزد خدا معترف به گناه خود است . « اقتراف » به معناى كسب كردن است ; « اعترف » از « اعتراف » است ، يعنى كارى كه كرده است به آن اعتراف مىكند . « و وجل فعمل » ، « وجل » به معناى ترس است ; يعنى « فاتّقوا الله تقيّة من وجل فعمل » پرهيز كنيد مانند پرهيز كردن كسى كه از خداوند ترسيده و آنگاه عمل نيكو انجام داده است . كسى كه از عذاب خداوند مىترسد ، براى نجات خود عمل صالح انجام مىدهد ، كسى كه از خداوند مىترسد به وظيفه خود عمل مىكند ، و كسى كه از خداوند و عذاب او مىترسد گناه نمىكند . « و حاذر فبادر » ، « حاذر » از مادّه « حذر » به معناى ترسيدن و احتياط كردن است ، « حاذر » از باب مفاعله و به معناى ترسيدن با توجّه است ، « من حاذر » يعنى كسى كه ترس در قلبش نفوذ كرده است « فبادر » پس مبادرت كرده و جبران خطاها و گناهان خود را مىكند . مقصود حضرت اين است كه : « فاتّقوا الله تقيّة من حاذر فبادر » پرهيز كنيد مانند پرهيز كردن كسانى كه ترس از خدا در اعماق دلشان نفوذ كرده پس براى جبران گناهان مبادرت كرده اند . « و ايقن فاحسن » و تقوى به خرج دهيد مانند تقواى كسانى كه يقين به حساب و كتاب ، بهشت و جهنّم و صراط دارند و براى همان هم اعمال نيك انجام مىدهند . « و عُبّر فاعتبر » و پرهيز كنيد مانند پرهيز كردن كسى كه عبرت داده شده و عبرت گرفته است . اگر كسى از تاريخ گذشتگان عبرت گرفته باشد ، حساب كار خودش را مىكند و خود را بنده صالح خدا تربيت مىكند و طبعاً فرد متّقى و پرهيزكارى است . حضرت هم توصيه مىكنند كه تقواى شما چنين تقوايى باشد . « وَحُذِّرَ فَازْدَجَرَ ، وَاَجَابَ فَاَنَابَ ، وَرَجَعَ فَتَابَ ، وَاقْتَدَى فَاحْتَذَى ، وَاُرِىَ فَرَأَى » ( و او را ترساندند و او ترسيد ، و اجابت كرد و بازگشت نمود ، و برگشت و توبه نمود ، و اقتدا كرد و متابعت نمود ، و راه راست به او نشان داده شد و آن را ديد . )